Paperback Á مهمان مامان MOBI ß


مهمان مامان [PDF / EPUB] مهمان مامان Popular Books, مهمان مامان author هوشنگ مرادی کرمانی This is very good and becomes the main topic to read, the readers are very takjup and always take inspiration from the co Popular books, مهمان مامان author هوشنگ مرادی کرمانی This is very good and becomes the main topic to read, the readers are very takjup and always take inspiration from the contents of the book مهمان مامان, essay by هوشنگ مرادی کرمانی Is now on our website and you can download it by register what are you waiting for? Please read and make a refission for you.

    Paperback Á مهمان مامان MOBI ß what are you waiting for? Please read and make a refission for you."/>
  • Paperback
  • 96 pages
  • مهمان مامان
  • هوشنگ مرادی کرمانی
  • Persian
  • 06 February 2019

About the Author: هوشنگ مرادی کرمانی

Houshang Moradi Kermaniهوشنگ مرادی کرمانی در سال ۱۳۲۳ در روستای سیرچ از توابع بخش شهداد استان کرمان متولد شد تا کلاس پنجم ابتدایی در آن روستا درس خواند و همراه پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کرد مادرش از دنیا رفته بود و پدرش دچار نوعی ناراحتی روانیعصبی شده بود و قادر به مراقبت مهمان مامان Epub Paperback از فرزندش نبود از همان سنین کودکی به خواندن علاقه خاص داشت و عموی جوانش که معلم روستا بود در این علاقه بی‌تاثیر نبود پس از تحصیلات ابتدایی به کرمان رفت و تا ۱۵ سالگی در آنجا زندگی کرد و در این دوره بود که شیفته سینما هم شد دوره دبیرستان را در یکی از دبیرستان‌های شهرستان کرمان گذراند و سپس وارد دانشگاه شد وی پس از مهاجرت به تهران دوره دانشکده هنرهای دراماتیک را در این شهر گذراند و در همین مدت در رشته ترجمه زبان انگلیسی نیز لیسانس گرفت از سال ۱۳۳۹ در کرمان و همکاری با رادیو محلی کرمان نویسندگی را آغاز کرد، و در سال ۱۳۴۷ با چاپ داستان در مطبوعات فعالیت مطبوعاتی‌‌اش را گسترش داد اولین داستان وی به نام «کوچه ما خوشبخت‌ها» در مجله خوشه به سردبیری ادبی شاملو منتشر شد که حال و هوای طنز آلود داشت در سال ۱۳۴۹ یا ۱۳۵۰ اولین کتاب داستان وی «معصومه» حاوی چند This guide aims to show you how to download قصه متفاوت و کتاب دیگری به نام «من غزال ترسیده‌ای هستم» به چاپ رسیدند در سال ۱۳۵۳ داستان «قصه‌های مجید» را خلق می‌کند، داستان پسر نوجوانی که همراه با «بی‌بی» پیر زن مهربان، زندگی می‌کند همین قصه‌ها، جایزه مخصوص «کتاب برگزیده سال۱۳۶۴» را نصیب وی ساخت اما اولین جایزه نویسندگی‌‌اش به خاطر «بچه‌های قالیبافخانه» بود که در سال ۱۳۵۹ جایزه نقدی شورای کتاب کودک و جایزه جهانی اندرسن در سال ۱۹۸۶ را به او اختصاص داد این داستان سرگذشت کودکانی را بیان می‌کند که به خاطر وضع نابسامان زندگی خانواده مجبور بودند در سنین کودکی به قالیبافخانه‌ها بروند و در بدترین شرایط به کار بپردازند در مورد نوشتن این داستان می‌گوید: «برای نوشتن این داستان ماه‌ها به کرمان رفتم و در کنار بافندگان قالی نشستم تا احساس آنها را به خوبی درک کنم» درک و لمس آنچه که می‌نویسد از خصوصیات نویسندگی کرمانی است که در تمام داستان‌های او می‌توان احساس کرد می‌توان گفت مرادی با تمام وجود می‌نویسد آثار او به زبان‌های آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، هلندی، عربی، ارمنی و هندی ترجمه شده است اما اولین اثری که از او به زبان انگلیسی ترجمه شده بود داستان «سماور» از «قصه‌های مجید» بود که برای یونیسف فرستاده شد.



10 thoughts on “مهمان مامان

  1. says:

    مهمان مامان دیالوگ‌محور و شخصیت‌مدار است. شخصیت‌ها همه خوب از آب درآمده‌اند. هر یک را انگار از قدیم می‌شناسیم. در فیلم مهرجویی هم که به برخی از شخصیت‌های حاشیه‌ای داستان بیشتر میدان داده شده، همین رویه را شاهدیم و آن شخصیت‌ها هم که اینجا زیاد نیستند، توی فیلم کاملاً به بار می‌نشینند.
    ریزه‌کاری‌های داستان دلنشین است و بخشی از فرهنگ ما را، درست یا غلط، دوست‌داشتنی یا اعصاب‌خردکن، به خوبی نمایش می‌دهد.
    زبان و نثر آن هم دقیق است و در خدمت داستان و شخصیت‌هایش.

  2. says:

    داستان با این جملات شروع میشود
    بهاره قرص‌ها و کپسول‌ها و شیشه‌های شربت را از پشت آینه شمعدان برداشت، ریخت تو کیسه پلاستیکی. گوش تیز کرد. صدایی شنید. صدای ماشین بود. تو کوچه پیچید، ایستاد
    امیر، آمدند. بدو برو در را باز کن
    صدای مادر از تو اتاق پشتی آمد
    نه، نه، نرو. صبركن
    امیر گفت
    حالا چه کار کنم؟ بروم يا نه؟
    روی شیشه در اتاق روزنامه خیس كشید. مادر دستپاچه بود و حرص میخورد. از اتاق پشتی بیرون آمد. پارچه‌ای توری دستش بود
    صبرکن، خودشان در میزنند. خدا کند زود نیایند. از باباتان که هنوز خبری نیست. کی بوده تلفن زدم به کارخانه‌شان که هر کاری دارد زمین بگذارد و بیاید. اين مرد چه قدر
    .
    .

  3. says:

    بعد از قصه‌های مجید دومین اثری بود که از آقای مرادی کرمانی مطالعه کردم. مثل همان هم بود. من به این‌ها می‌گویم حال خوب کن. واقعا هم چنین اثری دارد برای من.
    فیلم را پیشتر دیده بودم و وقت مطالعه‌ی کتاب انگار داشتم تصویری می‌خواندم، تجربه‌ی شیرین و لذت بخشی بود.
    کتاب هم کم حجم است و هم خوش خوان. بنده در یک نشست خواندم، اصلا هم خسته نشدم.
    اقتباس سینمایی قدری هم با داستان تفاوت دارد البته.
    بخوانید حتما، تلخ و شیرین است، مثل زندگی واقعی.

  4. says:

    می شه گفت داستان مهمان مامان طنز تلخ هست - البته از نظر من -
    هم داستان بامزه و طنز گونه ولی در عمقش پر از مشکلات و حالا نمی دونم استفاده از کلمه فلاکت خوب هست یا نه اما اسفناک
    من هم کتاب رو خوندم و هم فیلمشو دیدم

  5. says:

    فیلمش رو دیدم و کتابش رو نخوندم. این نوع حکایات و داستان ها سلیقه ی من نیست.

  6. says:

    اگر چه همه حداقل یکبار فیلمی با این عنوان رو دیدن اما من توصیه میکنم که کتابش رو هم مطالعه کنید. کتابی که واقعا جای فکر داره. چرا که جامعه ما داره لطافت و دوستی عنوان شده داخل نوشته رو از دست میده و نیاز داریم که بدونیم چه مردمانی بودیم و داریم توی این جامعه ماشینی شده به کجا میریم.
    شاید یسری از روابط و روایات داستان برای جامعه امروزی تعریف شده نباشه اما خیلی الهام بخشه

  7. says:

    مهمان مامان از اون فيلماي خوشمزه‌اي بود كه ديدم. به دل مي‌نشست. مي‌شد باورش كرد. مي‌تونستي ترس‌ها و دلهره‌هاي مامان رو درك كني، از بي‌خيالي بابا حرص بخوري، دلت بخواد بشيني سر سفره‌ي شام و بعد از اون همه دويدن همه بري لباس مهموني‌هات رو بپوشي و بياي حمله‌ور بشي به سفره‌ي شام.

    مهمون مامان داستاني بود كه به ما آدما نزديك بود. به سطح زندگي اكثريت جامعه مي‌خورد. وقتي مي‌ديديش حسرت نمي‌خوردي كه كاش تو هم فلان ماشين رو داشتي و توي فلان خونه زندگي مي‌كردي. به اين خاطر دوستش دارم كه واقعي بود. آدماش آدمايي بودن كه من دور و برم مي‌بينم، نه آدمايي كه هميشه خدا رو شكر مي‌كنم كه سر راهم نگذاشته

  8. says:

    هوشنگ مرادی کرمانی همه جوره مورد علاقه مِ

  9. says:

    وقتی خیلی بچه بودم فیلمش رو دیده بودم که در حال حاضر چیزی ازش یادم نمیاد اما گفتم کتابش رو بخونم. و خب دوست داشتم.
    اون خونه و همسایه ها رو.

  10. says:

    یکی از لطیف ترین کتابای مرادی کرمانی. فیلمش هرچند قشنگ بود ولی حق مطلبُ ادا نکرد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *